X
تبلیغات
رایتل

.: کرمانشاه دیار شیرین :.
نوشته هایی از کرمانشاه 
قالب وبلاگ

نمیخواستم اینجا چیزی از بچه های سرطانی و موسسه مهر آئینان مهر بنویسم. شاید بخاطر غرور و خودخواهی کرمانشاهی‌ام باشد که بهنگام نیاز و درد و رنج مانع من و خیلی دیگر از کرمانشاهی ها میشود که دم بزنند و به اصطلاح میسوزند و میسازند و دریغ از شکایتی .

اما وقتی پیام قوم و خویش نادیده‌ام احمد پاکزاد را دیدم که از مهر آئینان مهر پرسیده بود کودکان سرطانی ، دل به دریا میزنم و از  این بچه های بیگناه میگویم که سرمای مرگ را میتوان در نگاههای بیفروغشان حس کرد .

امروز رقتیم به سرکشی از بخش سرطان اطفال بیمارستان امام رضا (ع) کرمانشاه، امام جمعه نازنین کرمانشاه هم بود. اینکه میگویم نازنین ، نه از سر تملق بلکه از صفای وجود این مرد است.وقتی رفتیم بیاوریمش نیم ساعتی باهم گپ زدیم. از دردسر های خودمان گفتم ، از اینکه رئیس بیمارستان امام رضا از ما محترمانه باج میخواهد تا بگذارد به بچه ها غذای تکمیلی بدهیم. از اینکه پول اضافه و دولا پهنا از ما میگیرند.... و حاج آقا بدون اینکه لفظ قلم و لهجه عربی حرف بزند با آرامش و لهجه کرمانشاهی بسیار مودبانه و دلنشینی ،‌در حالیکه لبخند بلب داشت از همراهیش با مردم سیرجان میگفت و از اینکه همراه ما خواهد بود.

در بیمارستان رئیس و مدیر حاج آقا و ما را به اطاقشان بردند و از خودشان گفتند و گفتند و گفتند تا صورتشان گل انداخت و بعد خاموش شدند و من بعنوان مدیر عامل موسسه از کم لطفی مسئولین و لطف مردم گفتم.

یکسال و نیم است که میخواهند و وعده میدهند به ما زمینی بدهند که برای پداران و مادران دردمندی که جای خواب و غذایی برای خوردن ندارند اقامتگاهی بسازیم. اما گفته اند و نکرده اند...



ادامه دارد.

[ شنبه 11 آبان‌ماه سال 1387 ] [ 23:53 ] [ پیمان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 572171