X
تبلیغات
رایتل

.: کرمانشاه دیار شیرین :.
نوشته هایی از کرمانشاه 
قالب وبلاگ
  

عکاشه پسر دو ساله جمشید  بهورز روستای کیسله در نزدیکیهای مرز است. مدتی پس از تولدش پدر و مادرش متوجه میشوند حس شنوایی او دچار مشکل است. به این در و آن در میزنند .....تا اینکه میفهمند پسر کوچولویشان ناشنواست اما اگر تحت عمل پیوند استخوان حلزون قرار بگیرد میتواند شنوائیش را باز یابد.
جمشید تا بحال چندین بار به تهران رفته. ویزیتهای گرانقیمتی را پرداخت کرده، شبها در مسافرخانه های زیادی را با بیم و امید بسر کرده است. سیصد هزار تومان بابت سمعکی که در عکس هم میبینید ازش گرفته اند تا بقول خودشان سوراخ گوش بچه عادت کند! گوشی که ناشنواست.
از جمشید ۱۱ میلیون تومان پول خواسته اند. پرفسور عالیقدر هم گفته اول باید یک و نیم میلیون بخودم بدهی تا دست به مریض بزنم.....
جمشید دستش خالیست.
اینها را جمشید چند روز پیش که به روستایشان رفته بودم مایوسانه بمن گفت.
دیروز ظهر با زنش و پسرک آمدند به دیدن من و کمک خواستند.
من همه سعیم را بکار میبندم مدارکش را آورده ام تا پیش یک دوست جراح گوش و حلق و بینی ببرم.
شما  دوستان عزیز  هم بهر طریق که از دستتان میاید آستین بالا بزنید و به من تنها مانده که خود کمتر از جمشید نومید از پژمردن گلهای عاطفه و انسانیت نیست کمک کنید: به قلمی ....یا به قدمی 
شاید که عکاشه کوچک، پسر بهورز روستای دورافتاده کیسله بتواند بیاری من و شما صدای مرغ و خروسهای پدرش را و صدای گورانی پسر جوان همسایه را که بعشق دلداده اش میخواند.... بشنود.
در وبلاگهایتان یک لینک به عکاشه بدهید. این حد اقل کار است . 

   
[ شنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1384 ] [ 16:59 ] [ پیمان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 572033