مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
فرشاد حیدری فرشاد حیدری از دوستان من است. علیرغم آنکه شغل آزاد دارد، از آن اینترنت بازهای قهار است. لطف فرشاد همیشه شامل حال من میشود. به این صورت که بعضی شبها ، دیر وقت، که همه مغازه ها تعطیل است به سوپرمارکت ارزان تعاون زنگ میزنم و فرشاد یا یکی از همکارانش که همیشه تا ساعت ۱۲ شب مشغول کارند برایم یک کارت باز میکنند.
به هر حال از پارسال فرشاد زده به وبلاگ نویسی. وبلاگ او در مورد طایفه زردویی است. ایده بسیارجالبیست. این قوم سالیان سال است که ساکن کرمانشاه هستند بدون آنکه کسی درموردشان چیز مدونی بداند.
فرشاد نوشته:....طایفه زردویی درکرمانشاه ازلحاظ اقتصادی وسیاسی بسیارمورداهمیت رجال سیاسی وقت قرارگرفته وهمیشه برای این اشخاص مهم واقع شده ازلحاظ اقتصادی قطبی بسیاربزرگ درمنطقه غرب وحتی کشورمحسوب میشود بسیاری ازنمایندگان مجلس برای رسیدن به کرسی مجلس ازطایفه زردویی کمک میگیر ند درکرمانشاه زردوییان پیشینه بسیارقدیمی دارند ساکن بودن بسیاری اززردوییا ن درمرکزشهرفیض اباد گواه این مطلب است همچنین مسجد زردویی خود دلیل دیگری برپیشینه زردوییان درکرمانشاه است هییت امنای مسجدزردویی(شافعی)0بسیارپرکاربوده وکارهایی مربوط به زیارتگاه حضرت ویس رابه عهده دارند که خود کاربسیاربزرگ است رییس هییت امناحاج عبدالرضازردویی که رییس صندوق اتاق بازرگانی استان نیزاست به عهده دارد
امروز نگاه کردم و دیدم در وبلاگ زردویی یک عکس از احمد لالو یا بعبارت درست تر پهلوان

پهلوان احمد سلیمی زردویی معروف به احمد لالو 
احمد سلیمی زردویی ( ۱۳۳۷-۱۳۰۵)مردیکه از بزرگترها وصف شجاعتهایش را زیاد شنیده ام هم هست. بهر حال برای فرشاد عزیز آرزوی موفقیت میکنم و از دوستان میخواهم با سر زدن به وبلاگش تشویقش کنند تا بیشتر بنویسد.
  

عکاشه پسر دو ساله جمشید  بهورز روستای کیسله در نزدیکیهای مرز است. مدتی پس از تولدش پدر و مادرش متوجه میشوند حس شنوایی او دچار مشکل است. به این در و آن در میزنند .....تا اینکه میفهمند پسر کوچولویشان ناشنواست اما اگر تحت عمل پیوند استخوان حلزون قرار بگیرد میتواند شنوائیش را باز یابد.
جمشید تا بحال چندین بار به تهران رفته. ویزیتهای گرانقیمتی را پرداخت کرده، شبها در مسافرخانه های زیادی را با بیم و امید بسر کرده است. سیصد هزار تومان بابت سمعکی که در عکس هم میبینید ازش گرفته اند تا بقول خودشان سوراخ گوش بچه عادت کند! گوشی که ناشنواست.
از جمشید ۱۱ میلیون تومان پول خواسته اند. پرفسور عالیقدر هم گفته اول باید یک و نیم میلیون بخودم بدهی تا دست به مریض بزنم.....
جمشید دستش خالیست.
اینها را جمشید چند روز پیش که به روستایشان رفته بودم مایوسانه بمن گفت.
دیروز ظهر با زنش و پسرک آمدند به دیدن من و کمک خواستند.
من همه سعیم را بکار میبندم مدارکش را آورده ام تا پیش یک دوست جراح گوش و حلق و بینی ببرم.
شما  دوستان عزیز  هم بهر طریق که از دستتان میاید آستین بالا بزنید و به من تنها مانده که خود کمتر از جمشید نومید از پژمردن گلهای عاطفه و انسانیت نیست کمک کنید: به قلمی ....یا به قدمی 
شاید که عکاشه کوچک، پسر بهورز روستای دورافتاده کیسله بتواند بیاری من و شما صدای مرغ و خروسهای پدرش را و صدای گورانی پسر جوان همسایه را که بعشق دلداده اش میخواند.... بشنود.
در وبلاگهایتان یک لینک به عکاشه بدهید. این حد اقل کار است . 

   

  ترجمه کتیبه بیستون را پیدا کردم و بدینوسیله! تقدیم حضور میکنم. نکته اینکه باید برای خواندن از آکروبات ریدر استفاده کنید.
 اینجا را کلیک کنید

همیشه توی صحبت بزرگترها .... بهتره بگم قدیمی ها...  از مردی میشنیدم بنام خان احمد خان زنگنه که برای کرمانشاه منشا خیر بوده.... کارخانه قند بیستون را راه انداخته و مهمترین چیز از نظر کرمانشاهی ها: آب لوله کشی که حتی قبل از تهران در کرمانشاه و با دست و سرمایه این مرد و جمعی از مردم کرمانشاه راه افتاده.
پدرم بخصوص همیشه از این مرد به نیکی یاد میکند. چند سال پیش یک آدرسی از خان احمد خان در موناکو پیدا کرد و برایش نامه نوشت. بعد از مدتی جواب آمد و من نامه ای به خط شکسته.... از اون خطهایی که میشه فهمید مال یه پیر مرد با سواد قدیمه را دیدم که با مهر جواب پدرم را داده بود.
بعد متوجه شدم که گویا دختر خان ملکه موناکو هم هست  و بهر حال پادشاه موناکو داماد ما کرمانشاهی هاست.
امروز پدرم را دیدم...خوشحال نسخه ای از نشریه تازه براه افتاده نقدحال را دستم داد که راجع به خان با نام اصلی خان احمد ابراهیمی زنگنه مطلب نوشته بود و مصاحبه تلفنی با ایشان انجام داده بود. من تحت تاثیر حرفهایش قرار گرفتم برایتان نمیگویم تا خدتان نشریه را بخرید و بخوانید. نشریه جالبی بنظرم رسید. شماره اولشه.
از همه دوستان تقاضا میکنم این نشریه را حتما بخرند تا کمکی باشه به ایندست نشریات مستقل که قصد ترویج فرهنگ و قدر دانی از کرمانشاهیهای اصیل و فرزانگان این مردم را دارند.

الان در یلوپیج یا دفتر تلفن مناکو آدرس خان ، نقشه محل سکونتش و شماره تلفنش را پیدا کردم. پدرم قصد تلفن زدن به ایشان را دارد.
توصیه دیگرم به شما دوستان اینه که برای راد پیرمرد کرمانشاهی که سالهاست با یاد کرمانشاه شب را روز میکند نامه و عکس از کرمانشاه بدهید.
آدرسش اینه:

Zanganeh Ahmed,
6 lacets Saint Léon,
98000 Principauté de Monaco  


موسسه خیریه مهر آئینان مهر، تنها حامی کودکان مبتلا به سرطان در غرب کشور، آماده پذیرش کمکهای شماست. تلفن تماس : 08318356121
?>