X
تبلیغات
رایتل

.: کرمانشاه دیار شیرین :.
نوشته هایی از کرمانشاه 
قالب وبلاگ

منطقه ثلاث باباجانی ، جایی که من بعنوان پزشک بکار مشغولم، در جنوب کردستان و بعبارتی در شمال غرب استان کرمانشاه و در فاصله 130 کیلومتر شهر کرمانشاه، در ناحیه ای کوهستانی واقع شده است. مرکز ثلاث شهر تازه  تاسیس تازه آباد است که قدمت آن بزمان جنگ تحمیلی برمیگردد . در آن دوره عده ای از روستائیان و  عشایر که بخشی از آنها به عنوان نیروهای رزمنده محسوب میشدند و عده ای پیله ور و کاسب در حول و حوش مقر نیروهای نظامی سکنی گزیدند و هسته تازه آباد را تشکیل دادند ، شهری که حالا جمعیت آن از مرز 8 الی 10 هزار نفر هم دارد عبور میکند و تا دو سال پیش در تقسیمات جغرافیای سیاسی زیر مجموعه کوچک و فراموش شده ای از شهرستان جوانرود بود . زبان مردم کردی و از عشایر جاف و مشتمل بر چهار هوز یا عشیره هستند. اقتصاد و معیشت مردم متکی بر کشاورزی و دامداری مختصری است که دارند و بخش عمده گردش اقتصادی منطقه بر اساس کارگری در شهر های دیگر و قاچاق کالا ( مجاز و غیر مجاز) استوار است. با تبدیل تازه آباد به شهرستان ، اخیرا اقتصاد ساپروفیت متکی بر فروش کالا به کارمندان بخش دولتی که دارد روز بروز گنده تر میشود نیز نضج گرفته است. این سوای پیدایش طبقه نوکیسه در حال فربه شدنی است که با بهره مندی از روزنه های کوچکی که طلایه داران آن در اقتصاد رانتی یافته اند به مکنتی فراخور ابعاد هرچند کوچک منطقه ثلاث رسیده است. طبقه مصوف را چند نفری بیش نمایندی نمیکنند. ملایی که کار عبادت را بسویی نهاده و به تجارت پرداخته.... یکی دونفر پیله ور زرنگ...  و یکی دونفر صاحب نفوذ سیاسی و چند نفری از ملاکین.

یکی از نکات تکان دهنده که هر وجدان بیداری را میلرزاند وجود تعداد زیاد کودکان یتیم در قیاس با جمعیت آن است. بنا به گفته مسئول کمیته امداد که تنها نهاد کمک رسانی در منطقه است ، بالغ بر 450 کودک یتیم در منطقه ثلاث وجود دارند. که تا بحال بجزکمکهای کمیته امداد هیچ کمک موثری را دریافت نکرده اند. نکته جالب اینجاست که در بین مردم منطقه رسم کم به ضعفا وجود محسوسی ندارد. روحانیون منطقه نیز تلاش خاصی در ارشاد مردم و ترغیب آنان به کمک رسانی از خود بروز نمیدهند. من با بسیاری از این دولتمندان منطقه صحبت میکنم  و حتی میکوشم اخساسات مذهبی آنها را که علی الظاهر بسیار متعصب هستند بیدار نمایم . اما آنچه که دستگیرم میشود. شوق وافر آنان به جدا نکردن مال از خود است. من در برخورد با مردم نواحی بخصوص توسعه نیافته کردستان عدم وجود روحیه تعاون و نوعی از روابط و اندر کنشت انسانی egoistic   را دیده ام که مبنای آن زراندوزی حقیری است که حتا مانع از یاری به هم نژادان و همکیشان است. در چرایی این رفتار منحط اجتماعی بایستی متبحرین امر بیشتر بیاندیشند اما من بنبه خود در توجیه آن : فقدان آموزه ها و الگوهای خانوادگی-اجتماعی تعاون و همیاری و انفاق ، نافرهیختگی جامعه، سختی شرایط اقلیمی و معیشتی را ذیمدخل میدانم. دوستان اگر در این باب نظری دارند بنده را بی نصیب نگذارند.

[ چهارشنبه 10 فروردین‌ماه سال 1384 ] [ 06:55 ] [ پیمان ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 572171